قبول کنید

گپ

قبول کنید همه تو زندگی شون دردسرها و گرفتاری های عجیب خودشون رو دارن.. پس هر کی واستون وقت میزاره بدونید که براش مهم هستید..

وقتی از تنهایی تو خودمونیم دلیلش این نیست که کسی اطرافمون نیست.. همیشه دور و برمون کلی آدم خوب هست.. ولی کسی که می خوایم باشه نیست..

به زودی تکمیل می شود

گپ

من شغلم طراحی وب سایت و برنامه نویسی هست. تو هفته معمولا تعداد ۲ یا ۳ تا وبسایت رو طراحی و آماده تحویل می کنیم. همیشه قبل از اینکه وبسایت رو به مشتری تحویل بدیم، برای اینکه قسمت محتوای سایت خالی نباشه به عنوان محتوای پیشفرض تو صفحات می نویسیم ” به زودی تکمیل می شود “.

کم کم دارم به این جمله وابسته میشم.

امروز داشتم به این فکر می کردم که زندگیم هم کم کم داره به همین سمت میره. به زودی تکمیل می شود. همیشه کم و کاستی های زیادی تو زندگی و کارم وجود داشته و البته بیشتر زمانم رو هم درگیر این بودم که چجوری بتونم تکمیلشون کنم. عاشق این شدم که بتونم هر روز یه ویژگی جدید تو زندگی و کارم اضافه کنم. درسته همیشه به بهترین شکل این اتفاق نمی افته، ولی به زودی تکمیل می شود..

شبتون رویایی

۵ ماه و ۴ روز دیگه

گپ

زندگیم تقریبا شده بود اهداف کوچیک کوچیکی که تلاش می کردم بهشون برسم بعد میرفتم سراغ بعدی.

تقریبا به هر چیزی که می خواستم هم رسیدم. به قول دوستام، خیلی ها حسرت زندگیم رو می خورن.. همیشه سعی کردم بهترین کسب و کار رو داشته باشم تا بتونم بهترین باشم.

ولی فهمیدم همش این نیست..

اصلا الان چرا عین این روشن فکرها، دوباره نشستم دارم می نویسم..؟؟

دردسرساز شده این وبلاگ برای من.. یه دفترچه مثلا خاطرات، که همه چی توش هست به جز خاطرات.. به خودم قول داده بودم مطلب خوب بنویسم برای مهمونی که میاد تو وبلاگم با لبخند بره.. ولی مثل اینکه این دل نمی زاره..

دیگه ذهن و دلم مال خودم نیست که بخوام باهاشون برم دنبال اهدافم..

پانتومیم

گپ

امروز روز خیلی فوق العاده ای برام بود. یه تیکه کلام دارم بیشتر مواقع می گم: “امروز یکی از بهترین روزهای زندگیم بود”.

امروز کلی دوست جدید پیدا کردم. چیزی که تو زندگی خیلی منو خوشحال می کنه آشنا شدن با افراد جدید هست. کلا حس خوبی بهم میده.

علاوه بر این با دوستان کلی بازی کردیم، تفریح کردیم و خوش گذروندیم.

به علاوه اتفاقاتی افتاد که باعث شد کلی دوباره ذهنم درگیر بشه و اون سردرد همیشگی بیاد سراغم. پیش خودم فکر می کنم ای کاش اینجوری شروع نمی شد. ای کاش یه سری اتفاقا نیوفتاده بود. ای کاش الانم اینجوری نبود. هر جا تو زندگیم کم آوردم انداختم گردن تقدیر.. ولی این یه مورد مثل اینکه نمیشه.. پیش خودم فکر می کردم ای کاش فقط یه طراح وب نبودم.. مثل اینکه این مدت که غرق کارم شدم خیلی چیزا رو از دست دادم.. بگذریم.. به قول بچه ها دوباره رفتم تو فاز..

بازی پانتومیم رو دوست دارم ولی امروز فهمیدم اصلا بلدش نیستم. تا امروز فکر می کردم بلدم ولی متوجه شدم فقط نگاه کردنش رو بلدم.

شبتون بهترین.

کار تیمی

گپ

امروزم مثل بقیه روزها عالی گذشت. کم کم دارم یاد میگیرم کنترل زندگی رو بگیرم دستم و بزنم هر کانالی که خودم دوست دارم ببینم.

امروز باب همکاری با یه دوست عزیز که قبلا همدیگرو دیده بودیم و دورادور میشناختیم همو باز شد. اتفاقی از سمت یکی از دوستان به یه پروژه ای دعوت شدم. قراره به صورت تیمی روی پروژه کار کنیم.

بعضی پروژه های برنامه نویسی گاهی اوقات به جای اینکه صرفا پروژه باشن تبدیل به کابوس میشن. این مورد زمانی اتفاق میوفته که بار یک پروژه سنگین روی دوش یه شخص باشه. اون شخص قراره تحلیلگر باشه، دیتابیس طراحی کنه، کد بزنه و جالبه بدونین تست هم با خودشه..

کار تیمی باعث میشه بار پروژه برای افراد مختلف تقسیم بشه و سرعت و کارایی افزایش پیدا کنه.

اگه برنامه نویس هستید پیشنهاد می کنم عادت کنید تیمی کار کنید وگرنه تو یه تایمی ممکنه از کارتون متنفر بشین.

امیدواری

گپ

زندگی انسان ها بر پایه امید همیشه استوار بوده و هست. امیدواری گاهی به آدما کمک می کنه خودشون رو درگیری چیزی کنن که دوستش دارن. حالا یه وقتایی این امید الکی هست و ممکنه به جایی نرسه یه وقتایی هم نه برعکسه.

بعضی ها مثل من دوست دارن به یه سری چیزا الکی امیدوار باشن.. خوبه دیگه. حداقلش اینه که اون لحظه حس خوبی داری و فکر می کنی آخرش میشه.. ولی معلوم نیست آخرش اگه نشد چجوری باهاش برخورد می کنم. ولی باید تجربش کنم ببینم چی میشه.

توابع زندگی

گپ

یه چیزی تو برنامه نویسی هست ما بهش میگیم تابع.

تابع یه ماشینه که یک ورودی از ما میگیره و یه سری کارا رو اون ورودی انجام میده. در نهایت هم یه خروجی به ما تحویل میده. یه سری توابع دیگه داریم که اونا فرقشون با مدل اول اینه که فقط ورودی ندارن ولی می تونیم براشون تعریف کنیم کار خاصی انجام بدن.

برنامه نویس زندگی خودتون باشید و توابع زندگی تون رو خودتون بنویسید. ولی سعی کنید با دقت بنویسید.

توابع زندگی خلاصه میشن تو تصمیماتی که میگیرید و انتخاب ادم هایی که اجازه میدین بیان تو زندگی تون.

قیچی

گپ

قیچی چیه دوستان؟ اولین چیزی که همه به ذهنشون میرسه اینه که قیچی یه وسیله برش هست. خیلی چیزها رو با قیچی میشه برش زد. پارچه، کاغذ، طناب، نون و …

به نظر من هر آدم باید یه قیچی تو وجود خودش داشته باشه. با این قیچی ریشه یه سری کارا رو ببره. با این قیچی ارتباطش با یه سری آدما رو قیچی کنه. با همین قیچی ربان قرمز افتتاح پروژه های جدید و موفقیت روز افزون خودش و دوستانش رو بچینه.

حتی با این قیچی یه گل بچینه و تقدیم کنه به بهترین اتفاق زندیگش.

دقت کنید اگه تو زندگی قیچی همراه خودتون نداشته باشید زندگی سختی خواهید داشت.

اضافی های زندگی تون رو قیچی کنید بریزید دور.

چجوری می تونی؟؟

گپ

بارها شده دلم خواسته از یه سری آدما بپرسم چجوری می تونی؟؟؟؟

نمونش همین امشب. مجلس عروسی یکی از دوستان بودیم. یه دوستی داریم ما به نام م ع که ایشون هم همراه ما بود.

یه جوری غذا می خوره که آدم رو مجبور می کنه بهش بگیم چجوری می تونی؟؟؟؟

یا مثلا شخص دیگه ای هست که دوست دارم بهش بگم چجوری می تونی این قدر ساده لوح باشی..

دوست دیگه ای هست که مدتیه به صورت دورکاری با هم روی چندین پروژه کار می کنیم. دوست دارم ازش بپرسم چجوری می تونی این قدر ریلکس و حرفه ای با مشکلات برخورد کنی؟؟

و هزاران سوال دیگه با سرآغاز چجوری می تونی؟؟؟

کلیت صحبت من اینه که یک سری افراد با روحیات و اخلاق های متنوع و خاص اطرافمون داریم. برای بعضی اخلاق و رفتارهای خوب رو می بینیم و بعضی ها هم بد.

اگه دوست دارید بعضی از این رفتار ها رو تو شخصیت خودتون اعمال کنید پیشنهاد میدم این سوال رو از اون فرد بپرسید.: “چجوری می تونی؟”

سعی کنید دنبال یک سری ریز تکنیک ها باشید توی اون فرد. ریز تکنیک ها شامل کارهای کوچیکی هستن که اون فرد به صورت منظم انجام میده. پیاده سازی ریز تکنیک ها به شما کمک می کنن بتونین یک سری رفتار جدید رو توی خودتون نهادینه کنید. فقط دقت کنید این ریز تکنیک ها در طولانی مدت و به صورت منظم باید تکرار بشن تا برای شما تبدیل به باور بشن.

و اما مهم ترین نکته در مورد موضوع “چجوری می تونی” بحث قضاوت هست. سعی کنید تو این یه مورد دنبال ریز تکنیک نباشید ولی بپرسید از افرادی که اینجوری هستن. بپرسید واقعا چجوری می تونی بدون شناخت قضاوت کنی؟؟

مرسی از توجه تون

تنوع

گپ

اگه تنوع توی کار و زندگی تون نداشته باشید بعد از مدتی خسته و دلسرد میشید. من مدت زیادی هست که برنامه نویسی می کنم. بیشتر PHP می نویسم ولی خب با بقیه زبان های مرتبط هم سر و کار دارم. به واسطه شغلم روزانه با کدهای زیادی سر و کله می زنم. بعد مدتی متوجه شدم کارایی م داره کم میشه و  کم کم دارم دلسرد میشم از کارم.

به دنبال دلیلش گشتم دیدم کار روتین و یک نواخت باعث این اتفاق شده. خلاصه اینکه سعی کردم از امروز تنوع تو کارم رو شروع کردم. اولین کاری هم که کردم این بود که از notepadd++ عزیزم خداحافظی کردم و اومدم سمت Rapid PHP.

تقریبا همه چیزایی که می خواستم رو بهم میده. + اینکه دایرکتوری ها رو تو حالت FTP سریع تر لود می کنه.

متنوع باشید. 🙂