تنبل شدم؟؟

استاندارد

از آخرین باری که به اینجا سر زدم حدود ۲۰ روزی هست که می گذره. کلی مطلب پیش نویس شده دارم. هر بار یه خاطره جالب یا یه اتفاق افتاد که خواستم بنویسیم نمی دونم چی شد نمی کاره نوشته رو ول کردم و رفتم.. این مدت خیلی درگیر بودم.. بخشی از این درگیری هام رو توی همین پیش نویس هایی که الان گفتم نوشتم ولی همون طور که از اسمش مشخصه هنوز پیش نویسه خخخ 🙂

تنبل شدم آیا؟؟

سوالی که هر شب از خودم می پرسم همینه!یعنی تنبل نبودم؟؟ که الان دارم از خودم می پرسم تنبل شدم؟؟

راستش خدمت سربازی تاثیرات خیلی زیادی رو من داشت. خیلی عادت خود تو وجودم ایجاد شد که از این بابت خیلی خوشحالم. ولی خب کلی هم دردسر تو کارم برام ساخت! مخصوصا ماموریت یک ماهه ای که رفتم زاهدان.

پس درجواب سوال بالا باید بگم تنبل نشدم ولی حجم کاری و وقت کمی که تو طول روز برام می مونه باعث شده دیگه نتونم مثل قدیم به بقیه اموراتم برسم. مخصوصا اینجا..

همیشه بهترین جا برای حرف دل اینجا برام بوده و هست. ایشالا دوباره بتونم بیشتر بهش سر بزنم..

به یاد قرمزهایی که امروز مساوی کردن و قهرمانی آسیا رو از دست دادن

شبتون قرمز

نیمه شب جبرانی

استاندارد

سلام

خیلی وقت بود که کار کردن بعد از ساعت ۱۰ رو گذاشته بودم کنار. البته بعد از گذشت مدت ها 🙂

اما تقریبا یک ماهی هست که دوباره مجبور شدم شروع کنم! دلیلش هم اینه که وقت هایی که تو پادگان دارم از دست میدم رو اینجوری جبران کنم. بیشتر صبح ها بیکارم و هیچ استفاده ی مفیدی از وقت نمی تونم  بکنم. تصمیم گرفتم شب ها رو کار کنم، صبح ها رو بزارم برای استراحت.. البته اگه کسی ببینه تو پادگان نظامی دارم چرت میزنم زیاد برام جالب نمیشه خخخ. ولی خب فعلا برنامه اینه.

کار کردن تو نیمه شب رو دوست دارم ولی اگه تایم استراحت بعدش کافی نباشه تقریبا میشه گفت روز بعدش رو از دست میدم.

نیمه شبتون پر ستاره

برجک

برجک
استاندارد

چه لیسانس باشی چه فوق لیسانس عاقبت باید یه چند وقتی مهمون برجک باشی..

خدمت سربازی یه چیزیه که تو تقدیر ما پسرا نوشته شده. حالا بعد آموزشی بستگی داره کجا بیوفتی. تو ۹۰ درصد یگان ها حداقل ۲ ماه باید پست بدی. لیسانس  و فوق لیسانس هم فرقی نمی کنه. این یه مورد برای همه یکسانه..

اول که گفتن پست من یاد پست های خودمون افتادم. خخخ پست تو وبلاگ.. لذت بخش ترین کار دنیا.. ولی این پست اون پست نبود.. باید نگهبانی می دادیم.

الان تقریبا هفته دومی هست که من دارم نگهبانی میدم. مثل دوران آموشی، خاطرات خوبی داره برام می سازه. تجربه تنهایی و افکار عمیق..

امیدوارم این دوران هم به زودی تموم شه و از مرحله بعدی خدمتم براتون بنویسم.

صبحی سرشار از شادی داشته باشید