مرخصی هفته چهارم

استاندارد

سلام.! هفته سوم مرخصی شهری بهمون ندادن.. در نتیجه خیلی سریع میریم سراغ گزارش مرخصی هفته چهارم!

تقریبا اکثر بچه های پادگان تو کما بودن.. چون همه منتظر مرخصی میان دوره بودن که برن خونه.. ولی خبری نبود. فرمانده پادگان هم اعلام کرده بود قطعا مرخی میان دوره اواسط خرداد میشه..

هفته سوم کلا برنامه مون سخت بود. رزم انفرادی و میدون تیر و اینجور چیزا.. فشار روحی هم روی بچه ها زیاد بود.. چون هیچکس دقیق نمی دونست مرخصی میان دوره کی هست.

روز سه شنبه هفته چهارم فرماندهی تصمیم گرفت یه مرخصی شهری ۵ ساعته بهمون بدن تا به قول خودشون یه تجدید روحیه برامون بشه.

خلاصه رفتیم.. مثل هفته های قبل من که اول رفتم کافی نت و شروع کردم به کار.. چون کار عقب مونده زیاد داشتم. در حدی زیاد بود که فرصت نکردم بیام به وبلاگم سر بزنم. تا ساعت ۷:۳۰ تقریبا تو کافی نت بودم. بعد رفتم بیرون یه چیزی خوردم. حدود ۸:۳۰ با یک ساعت تاخیر حرکت کردم به سمت پادگان. کلا مرخصی شهری هفته چهارم من خلاصه میشه تو همین چند خط 🙂

دوستان جدید

از شیراز، اردبیل، گیلان، گلستان، مشهد، اهواز و تهران کلی دوست جدید پیدا کردم. اخلاق و رفتار هیچ کدوم مثل هم نبودن ولی یه چیزی تو همه مون مشترک بود. اینکه همه برای یه هدف اومدیم اینجا. از ۲۲ ساله تا ۴۰ ساله آدم تو گروهان داشتیم. خیلی راحت و خوب باید با هم کنار میومدیم. به قول یکی از بچه ها، همه خودشون رو زدن به خنگی و بی تفاوتی.. همه سعی می کردن زمان رو خیلی خوب با هم بگذرونن. مهم نیست دکتر باشی یا مهندس یا مدیر یه شرکت بزرگ. اینجا همه یکین. فرقی نمی کنه. باید سعی کنی با چیزی که حالت رو خوب می کنه زمان رو بگذرونی.

این دوران برای من جوری شروع شد که اوایل فکر می کردم همه بیکارن و الکی اومدن خدمت.. از بس مسخره بازی در می آوردن.. ولی کم کم دیدم نه هر کسی برای خودش کسیه!!!

و گروهان ما ۲ تا پزشک هست. حدود ۲۵ نفر فوق لیسانس دارن. اکثرا هم تو کارشون به شدت متخصص. حدود ۶۰ درصد بچه ها لیسانس دارن. اکثر لیسانسه کسب و کار خودشون رو دارن و خیلی حرفه تو بازار مشغول کارن. همین چند روز پیش بود همین جور اتفاقی با یکی از بچه ها که متخصص امنیت و شبکه بود آشنا شدم. فوق العاده اطلاعات خوبی در اختیارم گذاشت و مشخص بود تو کارش به شدت حرفه ایه.

در کل جمع به شدت صمیمی و نزدیکه.. همه به هم کمک می کنن کارهایی که باید انجام بدیم به بهترین شکل انجام بشه.

تیر خلاص

خب برگردیم سراغ ادامه گزارش هفته چهارم. ما از مرخصی برگشتیم و آماده شدیم برای برنامه فردا. میدون تیر!

۱۵ کیلومتر باید پیاده می رفتیم تا برسیم به میدون تیر. برنامه اون روز، تیر اندازی تو سه مرحله بود. ۱۰۰ متر خوابیده، ۲۰۰ متر خوابیده و ۲۰۰ متر نشسته.

بعد از تموم شدن مرحله دوم، فرمانده گفت برگردیم گردان!!

همه تعجب کردیم.. دلیلی نداشت وسط کار برنامه رو تعطیل کنن..

خلاصه برگشتیم و خسته همگی رو محوطه ولو شدیم.. یه دفعه فرمانده اومد گفت وسایل تون رو جمع کنین برین مرخصی میان دوره!! همگی تو شوک بودیم!! چی داره میگه؟؟

مثل اینکه فرماندهی یهو تصمیم گرفتن برنامه مرخصی میان دوره رو تغییر بدن!! حالا دلیل هرچی بوده برای ما مهم نبود.. ولی فکر می کنم به خاطر ماه رمضون بود.. یه جوری برنامه ریزی کردن روزه هامون خراب نشه.

خلاصه سریع آماده شدیم و دفترچه های مرخصی مون رو نوشتیم و رفتین سمت دژبانی..

دژبانی به شدت شلوغ بود.. ۲۰۰۰ تا سرباز یهو بخوان خارج بشن قطعا تلفات جانی میده 🙂 چون همه باید تفتیش بشن خیلی حیرون شدیم. خلاصه از ساعت ۳ تا ۸:۳۰ شب طول کشید تا از پادگان خارج شدیم. عملا ۱ روز از مرخصی مون رو از دست دادیم. چون تقریبا همه بچه ها از ۱۰ ساعت تا ۱۵ ساعت تو جاده بودن تا برسن خونه.

خلاصه اینم از گزارش هفته چهارم و مرخصی میان دوره 🙂

الانم تو دفترم نشستم و بعد از تموم کردن این مطلب باید بشینم کارهام رو سر و سامون بدم. سه شنبه باید برگردم کرمانشاه. هنوز ۲۱ روز از آموزشی خدمت باقیست..

سلامتی همه سربازا – روزتون به خیر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *