سال ۹۶ من

استاندارد

بزارین براتون بگم ۹۶ برای من چجوری شروع شد و چجوری تموم شد.

دفتر شهدا

اواخر ۹۵ بود که گرفتم با مصطفی عرب شروع به کار کنم. دلایل خیلی زیادی هم برای این موضوع داشتم. یکیش این که جفتمون تو کاری که انجام می دادیم حرفه ای بودیم و کنار هم می تونستیم بیشتر کار کنیم. دلیل دومش هم این بود که تو دسته کاری مشترکی بودیم و تونستیم از پتانسیل مشتری هایی که داریم برای پیشرفت کارمون استفاده کنیم. مصطفی کار چاپ و تبلیغات انجام می داد منم سایت طراحی می کردم.

تعطیل کردن دفتر امیرکبیر و شروع کار تو دفتر شهدا تقریبا میشه گفت شروع سال ۹۶ برای من بود.

برگشت کاوه

کاوه ای که همش دنبال کسب تجربه جدید بود آخرش دوباره تصمیم گفت بگرده به گراتک.

کاوه قبلا به مدت ۲ سال پیش من مشغول کار بود. دوست داشت کارهای دیگه ای رو هم تجربه کنه. به همین دلیل یک سال پیش من نبود. خیلی خوشحال شدم که دوباره کاوه به تیم محلق شد. چون علاوه بر حرفه ای بودن تجربه خوبی داره.

دوران طلایی

تصمیم گرفته بودم ۹۶ رو خیلی خوب پیش ببرم. برنامه های زیادی برای امسال نوشته بودم و تقریبا شروع به عملی کردن تک تک شون کرده بودم.

۹۵ برای من پر از تجربه های سخت بود. خیلی چیزها رو تو ۹۵ به سختی پیدا کردم و بهشون رسیدم. اینا رو دوست داشتم تو ۹۶ تک تک شون رو اجرا و پیاده سازی کنم. بدون نقص و مشکل..

به لطف تیم خوبی که داشتم پروژه های خیلی خوبی تونستیم بگیریم و تحویل بدیم. همه از عملکرد خودشون راضی بودن..

اما دوران طلایی اونجوری که می خواستم کامل نشد..

اولین تجربه

هر چیزی رو برای اولین بار تجربه کردم نتیجه خوبی نداشت برام.. داستان از اونجایی شروع شد که برای اولین بار یه حسی تو دلم ایجاد شد. این حس خیلی اذیتم می کرد. فکر و خیال و کار و زندگیم رو برده بود پیش خودش.

ولی بازخورد خوبی از این موضوع نگرفتم. شکستم..

من تو کارم همیشه عاشق شکست بودم. شکست همیشه یه دوست برام بوده که چیزای خیلی خوبی بهم یاد داده.

اما این سری اینجوری نبود. این سری صدای شکستن رو شنیدم..

ادامه راه

سعی کردم ادامه راهم رو پیش بگیرم. ولی سرگردون شده بودم. راهم رو گم کرده بودم.. به شدتی تو بعضی موضوعات بی فکر شده بودم که باعث شد کلی آسیب ببینم. واقعا نمی خواستم این اتفاقات بیوفته. واقعا نمی خواستم این موضوع تاثیر بد روی زندگی کاری و شخصیم بزاره ولی گذاشت. نمی دونستم چجوری جلوش رو گیرم. الان که بهش فکر می کنم بیشتر اوقات خودم باعث شدم بیشتر درگیرش بشم.. هر کاری می کردم که از دستش ندم ولی مثل اینکه برعکس جواب میداد.

دفتر جدید سی متری

از اونجایی که یکی از برنامه های امسال من و مصطفی ارتقاء مجموعه بود تقریبا اوایل دی ماه مجموعه رو به یه دفتر جدید منتقل کردم. یه خونه ۲ طبقه. با یه حیاط بزرگ. یه محیط مناسب برای تفیکیک واحدهای چاپ و یه محیط اداری و کاری مناسب برای پرسنل. این چیزی بود که به بهترین شکل می خواستیم اجراش کنیم و کردیم.

الکامپ ۹۶ کرمان

مثل هر سال نمایشگاه الکامپ کرمان غرفه گرفتیم و شرکت کردیم. فکر می کنم ۱۰ تا ۱۳ بهمن ماه بود. نمایشگاه خروجی خوبی برامون داشت. کلی مشتری جدید به مجموعه مون اضافه شد و این برای ما خیلی ارزش داره.

جشنواره مهندسی

جشنواره مهندسی دانشگاه ولی هم یکی از بهترین برنامه هایی که تو ۹۶ شرکت کردیم. شرکت های مرتبط با حوزه های مهندسی در قالب یک نمایشگاه، خدمات و محصولات خودشون رو معرفی می کنن و به دانشجوهایی که می خوان بعد از فارغ التحصیلی توی این حوزه ها کار کنن مشاوره می دن و کمکشون می کنن. ما هم به نوبه خودمون تصمیم گرفتیم برای دانشجوها دوره های آموزشی ویژه برای ورود به بازار کار طراحی کنیم و به افراد علاقه مند به صورت حرفه ای آموزش بدیم. خدا رو شکر از این طرح هم استقبال خوبی شد.

استارت آپ ویکند

یکی از بهترین های امسال من برگزاری استارت آپ ویکند پسته رفسنجان بود. افتخار این رو داشتم مدیر تبلیغات این رویداد باشم. یک تیم حرفه ای و خوب از بچه های دانشگاه ولی عصر، که هیچ وقت فراموششون نمی کنم.

و نهایتا برگه اعزام به خدمت

و نهایتا تصمیم گرفتم برم خدمت سربازی. فرم های مورد نیاز برای خدمت سربازی رو از پلیس +۱۰ گرفتم و پر کردم. به کمک یکی از دوستان پدرم پذیرش توپخونه رفسنجان رو گرفتم که ایشالا بعد از دوره آموزشی که معلوم نیست کجا باشم، دوران خدمتم رو همین جا تو شهر خودم سپری کنم.

و در کل ۹۶ همیشه برام یکی از بهترین سال های زندگیم خواهد بود. چون تو ۹۶ یه اولین تجربه داشتم که هیچ وقت دلم نمی خواد فراموشش کنم..

ایشالا شبتون بهترین شب زندگی

2 دیدگاه در “سال ۹۶ من

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *