تجربه کوچک شدن

استاندارد

تجربه واژه خیلی خوب ودوست داشتنی هست. تجربه ها گاهی اوقات خیلی ساده به دست میان گاهی اوقات هم خیلی خیلی سخت و زجر آور..

گاهی اوقات باید خیلی چیزا رو از دست بدی تا بتونی تجربه کسب کنی. گاهی اوقات مجبوری سختی های زیادی رو تحمل کنی و گاهی اوقات هم نیازه که بخشی از وجود خودت رو بدی..

بخشی از وجود منظورم اینه که هم از نظر جسمی، هم روحی و هم روانی گاهی اوقات به قدری فشار به آدم میاد که واقعا تحملش سخته..

این سختی ها می گذره و به جاش یه چیز خوب به اسم تجربه میاد.

تجربه رو دوست دارم چون بهونه خیلی خوبی برای اشتباه کردنه.. دو دسته اصلی از این اشتباهات رو می خوام بهتون بگم.

دسته اول اشتباهای که نمیشه جبرانشون کرد. حداقل روی اون مورد نمیشه. مثلا تو برخورد با یه شخص اشتباهی رخ میده که اون طرف نمی تونه فراموشش کنه..! ولی حداقل یاد میگیری دیگه انجامش ندی..

اشتباهات این دسته همیشه منو آزار داده و میده. نمی دونم چرا به خاطر یه اشتباه کوچیک باید کل عمر ذهن آدم درگیر باشه..

دسته دوم اشتباهات ساده و قابل جبران هستند. شاید روزانه من ۱۰ تا از این اشتباهات انجام بدم. بیشتر تو حوزه کسب مهارت های کارم هست.

پس اینجوری میشه جمع بندی کرد که دسته اول اشتباهاتی که تو زندگی شخصی و اجتماعی رخ میده. شاید بعضی رو نشه جبران کرد. شایدم جبرانش خیلی سخت باشه. دسته بعدی هم اشتباهات ساده مرتبط با حوزه کار و مهارت. جبرانشون ساده هست و عموما باعث پیشرفت میشه.

من از دسته اول ضربه خوردم. مدتیه هر شب بهش فکر می کنم. دست خودم نیست ولی نمی تونم.

سعی کنید اشتباه کنید ولی از دسته دوم..

شبتون آروم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *