بهترین و بدترین

استاندارد

شرایط زندگی به شکلی داره رقم می خوره که از سمتی مجبورم مصنوعی بخندم تا زندگیم پیش بره.. از سمت مجبورم به زور به ذهنم دستور فراموشی بدم.. و از سمتی مجبورم کاری کنم دلم آروم بمونه..

خارج از موارد بالا، کارهای زیاد شرکت هم رو سرم ریخته.. شرکتی که ۵ سال گذشته عمرم رو براش گذاشتم.. گراتک فرزند منه و کم کم داره بزرگ میشه..

ایجاد تعادل بین این ها خیلی برام سخت شده و بعضی شب ها نمیزاره بخوابم..

ای کاش فقط کار و خستگی جسمی بود.. خستگی جسمی رو با استراحت میشه حل کرد ولی خستگی دل رو نمیشه..

ای کاش همه دلی شاد داشته باشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *